جمعه های انتظار

نیامدی و ما هنوز چشم براهیم......

میدانم ...احساس میکنم این جمعه با جمعه های دیگر فرق میکند.....!

حس میکنم این جمعه پایان انتظار است ...

تومی آیی.....توخواهی آمد.... وماهمه  پایان انتظار را جشن  خواهیم گرفت....

میدانی... ما مثل  گلهایی که تا عصر جمعه سر راهت دوام نمیاورند نیستیم ....

بارها با خود گفته ام که گل نیاورم  چون اعتباری ندارد اما نمیتوانم هدیه ای بیابم تا در شان شما باشد..... کلمات نیز از وصف  شما عاجزند.....! اگر نقاش بودم تصویری از شما میساختم.....امانه.....! این کار نیز  لیاقت میخواهد ...شاید من ندارم....اما از منتظرانی هستم که چند کیلومتر دورتر ازبقیه ایستاده ام ... حس میکنم اگر بیایی  نمیتوانم سخنانم را بازگو کنم ...برای همین این نامه رابرایتان نوشتم .... شاید صف آنقدر طولانی باشد که به من نرسد.... کاش این جمعه بیایی .... اگر هم مثل جمعه های قبل نیامدی ....باز منتظرم....روزی میایی وآن روز طلوع صبح آزادی است....

چشم امید منتظران  انتظار تاکی.....؟

/ 0 نظر / 6 بازدید